تبليغاتX
خضرا’
خضرا’

حیات

 

سلام

نمی دونم از کجا باید شروع کنم، حرف برای گفتن زیاد دارم ...

خوب الان چند روزی می شه که محرم تموم شده، خدا رو شکر گریان حسینم، خدا رو شکر که آقا فراموشم نکرده بود، خیلی می ترسیدم که امسال نتونم مثل هر سال مداحی کنم، تو مجلس عزای ابا عبدالله الحسین (ع)  روضه بخونم. به مدد مادر سادات حضرت فاطمه زهرا (س) قدرت گرفتم و چند شبی که مراسم داشتیم به خوبی عرض ادب کردیم. خودم که خیلی راضی بودم، انشاالله صاحب عزا هم از ما راضی شده باشه.

خدایا اشک چشم ما رو در عزای ائمه هیچ گاه نگیر که می میریم......

 

اما در مورد چیزهای دیگه صحبت کنم :

1-          12 اسفند قراره که با دانشکده به سفر برم، با کاروان راهیان نور، به سمت جنوب، به سرزمین عشق، برای دیدار سرداران بی سر، دیدار مردان بی پلاک ... مطمئنم که  سفره خوبی خواهد شد.

2-          فکر می کنی برخی از دوستان واقعا دوست هستن اما  با گذر زمان خیلی ها رو می شناسی، من هم شناختم .....

3-          اگه بشه 2 اردیبهشت می خوام برم سربازی یعنی به امید خدا اعزام هستم.

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 20:11 توسط بماند| |