تبليغاتX
خضرا’
خضرا’

حیات

 

خلاء قانونی در مورد حمایت از خبرنگاران سبب شده است كه این افراد هیچگونه مصونیت حمایتی برای خود و خانواده‌هایشان نداشته باشند.

همین امرباعث شده است كه حرفه خبرنگاری با وجود مزیتهای فراوان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی كمتر بعنوان یك حرفه مستقل با رغبت و استقبال جوانان روبرو شود.
 باید به بی‌توجهی به حقوق خبرنگاران در قوانین مطبوعاتی ایران متذكر شد كه در این قوانین تا زمان حاضر هیچگاه نقش و جایگاه خبرنگاران بطور جدی مورد توجه قرار نگرفته است.
در حالی كه می‌توان نظیر حرفه‌هایی مانند امداد، پزشكی و وكالت از طریق سازمانهای ویژه یا تدوین قوانینی اسباب حمایت از حرفه خبرنگاری را نیز فراهم آورد.
 وقایع فراوان در طول جنگ، حوادث و بحرانهای پس از آن نشان داده‌اند كه خبرنگاران اغلب در كنار قربانیان اصلی حوادث جان باخته‌اند. در دوره‌ای كه به عصر ارتباطات و اطلاعات شهرت یافته و در آن از مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسی یاد می‌شود، خبرنگاران و اصحاب رسانه عوامل اصلی و كارگزاران جریان اطلاع رسانی به شمار می‌آیند.خبرنگاران از طرفی وظیفه كشف حقایق و انعكاس واقعیات را بر عهده دارند و از سوی دیگر بایستی با درك رسانه‌ای خود، اختیارات موجود و نگاه به عملكرد رقیبان به بقا و انسجام رسانه‌ خود نیز فكر كنند.

پائین بودن سطح حقوق و دستمزد ، برخوردار نبودن از خدمات و مزایای بیمه و امنیت شغلی از جمله مهمترین مشكلاتی است كه اكثر خبرنگاران دارند. خبرنگاران مشكلات و مطالبات اقشار مختلف جامعه را مطرح و پیگیری می‌كنند، اما این قشر برای احقاق حقوق خودشان حامی و پشتیبان ندارند.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 17:17 توسط بماند| |

انا لله و انا الیه راجعون

بازگشت همه به سوی اوست

جوان ناکام مسعود کاشانی مهر

سلام به همه بروبچ تعجب نکنید، خودتون هم تیکه پاره نکنید، من هنوز دارم نفس می کشم و به اذن خدا زنده امو سالم هستم، امیدوارم شما هم صحیح و سالم باشید.

بالاخره همه یه روزی باید برن اون دنیا چه 1 ثانیه بعد، چه هزارن ثانیه و دقیقه بعد و چه سال ها بعد .

اما اگر یه روز صبح اومدین دانشکده و اعلامیه منو دیدین یا از خواب که بیدار شدین و خواستین پیام های کوتاهتون رو چک کنید، یا اینکه یکی دیگه از بچه ها بهتون زنگ بزنه و یا .....متوجه بشین که دیگه دوستی به نام مسعود ندارین چی کار می کنین ؟ ناراحت میشینو میگین چه دوست خوبی رو از دست دادیم خدا بیامرزتش یا می گین خدایا شکرت دنیا رو از دست یه آدم .... خلاص کردی؟

برام خیلی جالبه که شما بعد از چند وقت فراموشم می کنید؟ یاد دوستان سفر کرده بخیر، سید،مهدی،ابراهیم و خیلی های دیگه روحشون شاد، چه زود از یادشون غافل شدیم. چه زود از یاد همه عزیزان از دست رفتمون غافل می شیم، عجب دنیای بی وفایی.

مرگ! وقتی این کلمه رو می شنویم چه حسی پیدا می کنیم؟ از اعمالمون می ترسیم و توبه می کنیم یا خوشحال می شیم و یا اینکه مثله خیلی ها بی تفاوت از کنارش می گذریم ؟

یه جورایی که حالم از این دنیا به هم می خوره ! ای بابا حرف واسه گفتن خیلی زیاده .

خدایا از گناهانم بگذر، و تا زمانی که منو نبخشیدی از دنیا مبر.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 17:28 توسط بماند| |
 

با سلام به همه بروبچ امیدوارم که همیشه دندانهایتان معلوم باشد یعنی خندان باشید البته او دسته از عزیزانی که دندوناشون آریه است که هیچ، اون ها خودشون رو فضولی نکنن، اما می خوام یه سوالی رو ازتون بپرسم ، تا حالا به اسم خودتون و اسم دوستانتون،و کلا به اسم هایی که روی افراد می زارن توجه کردین؟ تا حالا به این فکر کردین که اگه یه نفر اسمی نداشت چه طوری می خواستین طرفو صداش کنید ؟ می گیم هوی !!! می گیم اد !!!می گیم اااا  !!! چی میگیم؟ واقعا عجب بلبشویی می شدا، مثلا اگه یه نفر چاق بود می گفتیم گامبو ! بشکه! کانتینر! یا اگه یه نفر مثل خود من لاغر بود می گفتیم هی شیلنگ !! چوب کبریت !! نی قلیون !! نخ نما !! اگه طرف مو نداشت می گفتیم هی کچل !! و خیلی چیز های دیگه. خوب خدا رو شکر که همون اسم داریم و با چنین مشکلی مواجه نشدیم ، اما می خوام بدونم تا حالا به معنای اسم خودتون توجه کردین یا نه؟؟ 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 13:9 توسط بماند| |