حیات
فزت و رب الکعبه امسال هم لطف خدای ارحم الراحمین شامل حال ما شد و توانستیم در مهمانی او شرکت کنیم، باشد که از تمامی لحظات آن بهره کافی را ببریم و توشه ای برای آخرت خود جمع کنیم . با سلام به همه برو بچ چند وقتی است که دیگه دل و دماغ (بینی) نوشتن رو ندارم ، نمی دونم چرا اما خودم فکر می کنم به خاطره این پایان نامه باشه که اگه خدا بخواد دارم تمومش می کنم اما هنوز یه مقدار کار داره، امونمو بریده، دیگه دارم کم میارم اما توکل می کنم به خدا و ازش می خوام بهم صبر بده تا همه کارهام درست بشه خدا نکنه کارهای آدم به هم گره بخوره که اگه صبر نداشته باشه و به خدا توکل نکنه مطمئنا کله می شه. خوب خیلی وقته که دلم برا بعضی از بچه ها تنگ شده اما زمان اجازه دیدار رو نمی ده امیدوارم همتون هر جا که هستین سالم و شاد باشین، نماز روزه هاتون هم مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه. این روزها و شبها بسیار عزیز و گران بهاست بخصوص که داریم به شب های قدر نزدیک می شیم، شب هایی که دیگر نخل ها و چاه های کوفه علی را ملاقات نمی کنند و صدای ناله او را نمی شنوند، شب هایی که خانه امیرالمومنین پر از غم و اندوه، زینب کبری (س) و حسنین (ع) کنار بستر بابا ناله و شیون می کنند، شب هایی که یتیمان کوفه پشت در خانه امیرالمومنین با کاسه های شیر منتظرند تا بابای غریبشون شفا بگیر، به شبی که امیرالمومنین دست عباس رو تو دست حسین (ع) گذاشت نزدیک می شیم...... مظلوم و غریب حرم یار علی است از بیت خدا عازم دیدار علی است در کوفه غربت، شده دلتنگ مدینه مقتول غم هجر رخ یار علی است گرچه شده در کوفه پر از خون سر اما مقتول غم کوچه و مسمار علی است التماس دعا 
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت
13:1 توسط بماند| |

